شعری از پیمان فاضلی
«برایِ دلداراني که ماندهاند؛ برایِ شراره» برقِ شهر از کفِ پاهاشان میگذشت از فریادشان و دردشان، برقِ شهر از کمرگاهشان میگذشت از فریادشان و دردشان. طاعون خبري ناگوار بود و کسي با جورابي مچاله در دهان عاشق نشد و کسي با دستهاي رازقی قرارش را لو نداد، و طاعون خبري ناگوار بود. از آن ماه از آن
بیشتر بخوانید