جنبش جوانان و جنبش توده ای ضد دیکتاتوری

 

جنبش جوانان و جنبش توده ای ضد دیکتاتوری

«درباره ی قطعنامه ی اتحاد سوسیالیستی کارگری« جایگاه و اشکال مبارزه ی جوانان در فاز جاری جنبش توده ای»

       بامداد آزاد

رفقای اتحاد سوسیالیستی کارگری در نشست اخیر شورای مرکزی قطعنامه ای را مصوب و منتشر نموده اند تحت عنوان « جایگاه و اشکال مبارزه ی جوانان در فاز جاری جنبش توده ای» که با آنکه نکات ارزشمندی هم به لحاظ انتقال تجربیات و هم به لحاظ جمع بندی و انعکاس برخی فعالیت های جمع هایی از جوانان در دوره ی اخیر نظیر فعالیت های دانشجویان سوسیالیست(به ویژه دانشجویان سوسیالیست کرج) و کمیته ی مستقل دانشجویان چپ را داراست اما علاوه بر نارسایی و ارائه آن به صورت شتاب زده و سرهم بندی شده، دارای نواقص تحلیلی و رویکردی نیز به شرح زیر می باشد:

1) با آنکه از اصطلاح«جنبش جوانان» استفاده شده است اما در قطعنامه به جوانان صرفا به عنوان یک قشر که در جنبش جاری از خود شجاعت زیاد و قدرت ابتکار فراوانی نشان داده اند نگریسته شده است(گرچه از خصیصه هایی دیگر نیز نام برده شده نظیر حامل خواست آزادی های مدنی و سیاسی بودن به صورت طبیعی و موقعیت سنی که البته بسط نیافته اند). در این چشم انداز، ما شاهد پیش زمینه ای از جایگاه و اشکال مبارزه یِ جوانان(یا جنبش جوانان) نیستیم که حالا بخواهیم جایگاه و اشکال مبارزه جوانان را در فاز جاری جنبش توده ای استنتاج کنیم.اگر تاکنون اتحاد سوسیالیستی کارگری به این موضوع نپرداخته است (گرچه در مورد جنبش دانشجویی مباحثی را داشته است، به ویژه مقاله «اکنون چه؟ چشم انداز حرکت دانشجویان چپ پس از 16 آذر 85» از ایرج آذرین در بارو شماره 23،مباحث چند ماه پس از ضربه 1386 به دانشجویان(مباحث پس از مقاله«موقعیت فعلی و گامهای ضروری») و مقاله رضا مقدم در به پیش شماره 48 پیرامون دانشجویان و جنبش توده ای ضد دیکتاتوری)،در این قطعنامه ابتدا به طور عمومی باید به جایگاه و اشکال مبارزه جوانان می پرداخت و سپس جایگاه و اشکال مبارزه را در شرایط خودویژه جنبش جاری و فاز فعلی آن را تبیین می نمود. این ضعف البته حاصل یک معضل دیگر است و آن اینکه به نظر می رسد که « اتحاد» به جوانان به عنوان یک جنبش ارگانیک که دارای پایه اجتماعی و مطالبات اجتماعی است نمی نگرد(حتی می توان قائل به جنبش جوانان به صورت یک جنبش ارگانیک نبود اما آن را به لحاظ یک قشر دارای جایگاه اجتماعی  و براساس شرایط اجتماعی دارای تحرکات اجتماعی دانست که سوسیالیستها علی العموم باید برای تحرکات اجتماعی آن به عنوان یک قشر،جایگاه و اشکال مبارزه تعریف و تدوین کنند) و البته این معضل در شرایط فعلی (همانند تمامی جریانها و جو غالب جامعه) با یک معضل دیگر نیز تکمیل شده است و آن جو جنبش توده ای جاری و حل شدن در اتمسفر آن است که به بحران جنبشهای ارگانیک انجامیده است(البته بحران جنبشهای ارگانیک صرفا ناشی از این جو انحلال نیست/همچنین چپ سرنگونی طلب-چپی که هویتش را با جنبش سرنگونی طلبی تعریف می کرده است-پیش از جنبش توده ای ضد دیکتاتوری دچار چنین جوی بوده است/، بلکه عامل سرکوب و عامل فقدان استراتژی جدید(حتی استراتژی رفرمیستی-چنانکه جریان عمده در جنبش زنان پیش از کودتای انتخاباتی 22 خرداد 1388 کمپین یک میلیون امضاء بود که مشی و محتوای رفرمیستی داشت اما پس از کودتا،جنبش زنان به جهت شرایط جدید فاقد حتی آن استراتژی و حرکت رفرمیستی شد و دچار خلاء و سپس حل شدگی در جنبش جاری گشت،حتی رفرمیست محافظه کارترین سخنگویان آن نظیر نوشین احمدی خراسانی آشکارا خواستار انحلال جنبش زنان در جنبش سبز و پرهیز از طرح مطالبات زنانه شدند و بخشهایی هم که چنین آشکار به دنبال انحلال طلبی نرفتند شکلهای حضور زنان در جنبش را از دریچه عدم خشونت توصیف نمودند و آن را  نشان حضور جنبش زنان در جنبش سبز قلمداد کردند)نیز در این میان نقش مهمی داشته اند.اصولا مهم ترین مساله در حل بحران جنبش جاری،غلبه بر بحران جنبشهای ارگانیک است و البته شکل دهی به استراتژی جنبشهای ارگانیک بدیهی است که باید براساس شرایط دوران یعنی مزایا و فضای حاصله از جنبش توده ای ضددیکتاتوری جاری برای جنبشهای اجتماعی باشد(مزایا و فضاهایی نظیر بحران حکومتی و سیاسی،تغییر منطق کنش سیاسی از منطق اصلاحات-انتخابات-کنشگری منفعل به منطق انقلاب-خیابان-کنشگری فعال،رویش ناگزیر جوانه های جدید،شجاعت و فداکاری،فوران سرچشمه های خلاقیت و ابتکار). در نتیجه مضمون یک قطعنامه مناسب برای جایگاه و اشکال مبارزه جوانان در فاز جاری جنبش توده ای باید تبیین استراتژی جنبش جوانان به عنوان یک جنبش ارگانیک (دارای پایه اجتماعی و مطالبات اجتماعی) در موقعیت استراتژیک امروز و فاز تاکتیکی آن باشد و همراه با آن می تواند رهنمودهای تاکتیکی نیز نظیر آنچه در قطعنامه آمده است ارائه نماید(نه آنطور که در قطعنامه آمده صرفا رهنمودهای تاکتیکی براساس اصل صحیح و بدیهی اتحاد استراتژیک با جنبش کارگری و فعالیتهای ملازم با جنبش سرنگونی- در حقیقت تقلیل گرایی اکونومیستی در این گزاره که جوانان دارای موقعیت طبقاتی نیستند و در رابطه با تولید اقتصادی تعریف نمی گردند و لذا برای آنها به عنوان قشراجتماعی،مطالبه اجتماعی دیده نمی شود و فقط به عنوان نیروی فعال در مبارزه ضد دیکتاتوری برای آنها شکل مبارزه تعریف می گردد و از آنجا که طبق یک اصل عمومی پیشروی جنبشهای اجتماعی و مبارزات دموکراتیک در گروی اتحاد استراتژیک با جنبش کارگری و مبارزه طبقاتی است، در نتیجه رهنمودهای تاکتیکی در قالب پیشبرد این استراتژی تدوین گشته اند،موجب این خطا/یعنی نادیده گرفتن وجه و خصلت جنبش اجتماعی برای جوانان/شده است)البته باید توجه داشت که در تدوین موقعیت استراتژیک امروز برای تدوین استراتژی جنبشهای ارگانیک به نظر می رسد که جنبشهای اخیر خاورمیانه را به لحاظ تاثیری که هم در تحولات منطقه ای و هم در الگوبرداری جوانان و فعالان جنبشهای اجتماعی ایران دارد را نیز باید مدنظرقرارداد(انتقال ابتکارهای مبارزاتی جوانان،زنان و کارگران این کشورها نقش مهمی در ارتقای رادیکالیزاسیون جنبش در فاز جاری جنبش توده ای خواهد داشت و این موضوعی است که باید در قطعنامه لحاظ گردد.برای مثال ترجمه این ابتکارها و تجربیات و انتقال آنها به مردم در قالبی مانند بروشور می تواند به عنوان رهنمود تاکتیکی در این زمینه باشد)

2) اینکه در مجموع جامعه ملتهب است/به جهت آنکه بر تداوم جنبش تأکید می گردد،فعالیتهای شبکه ای و مجازی آن جاری است،گاه در مناسبتهایی نظیر مراسم تشییع ناصر حجازی نمود می یابد و اتفاقا جوانان در قالب جنبش جوانان نقش ویژه و اختصاصی در آن دارند و همه اینها به خاطر اینکه بحران حکومتی و سیاسی لاینحل مانده و حتی تشدید شده است و  وضعیت« پایینی ها نمی خواهند و بالایی ها هم به جهت بحران صرفا به ضرب حکومت نظامی می توانند و توانسته اند دوام بیاورند»  برقرار می باشد/ و اینکه حتی اینجا و آنجا نیروها و جمعهایی هستند که اقدام به تجمعات موضعی می کنند به این معنی نمی تواند باشد که نقطه فعلی و گام کنونی راه اندازی موج تجمعات موضعی است(گرچه نگارنده در مجموع با تاکتیک تجمعات موضعی در شرایطی که فاز جنبش،تظاهرات سراسری نیست کاملا موافق است اما برای راه اندازی موج تجمعات موضعی هم مقدماتی لازم است). باید ابتدا گروهها را شکل داد،جزایر پراکنده جوانه های جدید را در برآیندی نمودی-بیرونی (ماحصل و انعکاسشان) در نقطه ای متصل نمود(شاید نشریه ای نظیر خیابان که انعکاس جنبش توده ای جاری بود و همچنین صدای نسل جدید جوانان چپ و رادیکال و انقلابی بتواند چنین ظرفی باشد. همچنین در صورت امکان،راه اندازی برنامه تلویزیونی جوانان که انعکاس دهنده جایگاه و مبارزه جوانان در جنبش جاری و انتقال تاکتیکها به آنها باشد و متناسب با علایق و سلایق جوانان، توسط رفقای جوان نازنینی که مهاجرت کرده اند می تواند بسیار راهگشا باشد) و همزمان با این روند،فعالیتهای تبلیغی چنان که در قطعنامه ذکر شده است نظیر تراکت و بروشور و شعارنویسی و تیمهای هنری تبلیغات شهری و غیره که آماده سازی برای موج تجمعات موضعی را صورت دهد. این ملاحظات بدان جهت ذکرشدند که:

الف) در مجموع فروکش در جنبش وجود دارد(نمونه های متعدد می توان ذکر نمود نظیر آنکه  نسبت به کشته شدن هاله سحابی و هدی صابر واکنشی اتفاق نیفتاد،در شب 22 خرداد و اصولا در هفته آن شاهد شعاردهی های شبانه نبودیم،در 22 خرداد نیز اتفاق خاصی رخ نداد،تبلیغات برای 22 خرداد نسبت به مناسبتهای پیشین بسیار کم رنگ بود،فعالیتهای مجازی کاهش یافته اند،پراکندگی جوانه های جدیدِ رویش یافته در جنبش جاری اثرگذاری آنها را کم ساخته و این کم تأثیری فعالیت آنها را کاهش داده است) و دلایل آن علاوه بر عامل سرکوب،ضعف رهبری(به ویژه شورای هماهنگی راه سبز که حتی مورد نارضایتی گسترده اصلاح طلبان است و حتی برخی کسانی که دارای ارتباطات نزدیکی با سران اصلاح طلبان می باشند در گفتگو با نگارنده گفته اند که موسوی و کروبی نیز به دلایل دلبستگی های خط امامی شان توانایی انتقال خون تازه ای به جنبش را ندارند و جنبش نیاز به خون تازه و رهبری تازه دارد) و حالت صبر و انتظار ناشی از درگیری های درون جناحی خامنه ای و احمدی نژاد،می باشد.

ب)ممکن است استنباط گردد که باید اکنون به صورت گسترده دست به تجمعات موضعی زد و برخی گروهها از این طریق در معرض خطر قرار گیرند،نظیر آنچه که پس از کنگره دوم حزب حکمتیست و با سیاست ماجراجویانه کمیته های کمونیستی و شکل گیری گارد آزادی در محلات شهرها برای برخی از جوانان و دانشجویان در سال 1386 رخ داد. البته واضح است که اکنون شرایط متفاوت است و روشن است که تاکتیکهای اتخاذ شده در قطعنامه متفاوت از آن سیاست ماجراجویانه می باشد اما اگر در اجرا به علت نارسایی های قطعنامه بخواهد نادرست عمل گردد می تواند موجب ضربه به همین گروههای فعال موجود گردد.

3) اینکه «از نظر سوسیالیستهای کارگری،در فاز فعلی این جنبش،تحرک جوانان در جنبش می باید در بهترین حالت در خدمت تسهیل حضور توده کارگران و زحمتکشان در جنبش جاری،با تشکلها و خواستهای طبقاتی خود،و با استراتژی روشنی در تقابل با استراتژی نیروهای سیاسی طبقات سرمایه دار و غیرکارگر باشد» به لحاظ استراتژی اتحاد استراتژیک جنبشهای اجتماعی با جنبش کارگری(در تداوم مباحث طرح شده در مورد جنبش دانشجویی و جنبش زنان)امری بدیهی است اما یادمان باشد که براساس مباحث طرح شده در مورد جنبش دانشجویی و جنبش زنان،فعالان چپ این جنبشها وظیفه مستقیمشان تأمین هژمونی سیوسیالیستی در همان جنبش است و فراموش نکنیم که همانطور که فعالان جنبش دانشجویی نمی توانستند در امر سازماندهی جنبش کارگری جایگزین فعالان کارگری گردند این امر در مورد فعالان جوانان نیز صادق است.همانطور که به طور علی العموم وظیفه انقلابیون جرقه زدن انقلاب در جامعه در شرایط غیرانقلابی نیست،جوانان نیز نمی توانند این نقش را در مورد جنبش کارگری انجام دهند.اگر کارگران و زحمتکشان در جنبش جاری با تشکلها و خواستهای طبقاتی خود حضور ندارند به جهت آنکه به لحاظ تشکل ضعیفند/اگر شعار« همه قدرت به دست شوراها» در جنبش جاری شنیده نمی شود به سبب آن است که به لحاظ عینی شوراهای کارگری پدید نیامده اند که بتوانند قدرت را به دست گیرند/، به لحاظ اینکه در جنبش جاری جهتگیری طبقاتی نمی بینند(حتی زمزمه های ضد زحمتکشان در درون آن از سوی بورژوازی لیبرال و بخش مرفه خرده بورژوازی می شنوند) و از آن رو که آگاه ترین و متشگل ترین عناصر آن به ویژه براثر اتخاذ تاکتیک نادرست در روز کارگر 1388 دچار ضربه ای سنگین گشت و نتوانست در روزهای کارگر 1389 و 1390 به سازماندهی و تبلیغ موثری بپردازد و اگر علی رغم شکل گیری برخی شوراها و اتحادیه های کارگری(ذوب آهن،ماهشهر،عسلویه،شمال خوزستان و …)در اینجا و آنجا و مبارزات و اعتصابات کارگری پراکنده،ساز و کار قدرت کارگری(آنطور که در قطعنامه پیشنهادی«ایران در عصر بحران و انقلاب» طرح گشت) پدید نیامده است باید به آسیب شناسی جنبش کارگری و تشکلهای کارگری پرداخت و برای آنها استراتژی تدوین نمود،نه اینکه بخواهیم جوانان این نقش را ایفا کنند یا براساس الگوهای پیشتاز- توده بخواهیم که جوانان به عنوان کاتالیزور عمل کنند.این نکات نافی رهنمودهای تاکتیکی در جهت اتحاد استراتژیک جنبش جوانان با جنبش کارگری چنانکه در قطعنامه آمده است،نیست،بلکه صرفا یادآوری می نماید که از این رهنمودها دچار سوء برداشت نگردیم.

نکات زیر تکمیلی می باشند:

1- با توجه به آنکه پیشبرد وظایف دوران غیرانقلابی نظیر شکل دهی به نهادهای محلی همبستگی طبقاتی و همیاری و توانمندسازی به میزان لازم صورت نگرفته است(به خاطر عامل سرکوب،ناآمادگی چپ،فعالیتهای نامربوط و هپروتی چپ مجنون و …) تداوم این فعالیتها به ویژه برای عمل مستقیم زحمتکشان و نقش جوانان در آن ضروری است و به عنوان رهنمودهای تاکتیکی باید مورد تأکید قرارگیرد.گذر از شرایط غیرانقلابی به شرایط اعتلاء یا شرایط انقلابی بدان معنا نیست که وظایف آن دوران کنارگذاشته شود،بلکه آن وظایف باید با وظایف دوران جدید(اعتلاء یا انقلابی)تکمیل و همراه گردند.

2- علاوه بر طرح خواستهای اقتصادی کارگران و زحمتکشان ،بنابر سنت مارکسی- لنینی لازم است که برای جذب خرده بورژوازی،خواستهای اقتصادی خرده بورژوازی و حل آن از طریق راه حل پرولتری نیز طرح گردد و این موضوع در تاکتیکهای تبلیغی لحاظ شود.این موضوع از آنجا حائز اهمیت است که خرده بورژوازی در جنبش جاری نقش برجسته دارد و برای اتحاد با کارگران و زحمتکشان لازم است که خود نیز وارد فاز طرح خواستهای اقتصادی گردد(به ویژه که برنامه های نئولیبرالی جراحی اقتصادی بر تضعیف اقتصادی خرده بورژوازی و پرولتریزه سازی آن متمرکز است)

3- همانطور که ذکر شد باید رهنمودهای تاکتیکی براساس استراتژی جنبش جوانان به عنوان یک جنبش ارگانیک در جنبش توده ای جاری این قطعنامه را تکمیل نماید.رهنمودهای تاکتیکی براساس جدال نو و کهنه،فرهنگ بدیل و مطالباتی چون حق تفریح،حق انتخاب سبک زندگی،حق تأمین چشم انداز آینده و زندگی روشن و به ویژه حق جوانی کردن(بسیاری از جوانان اقشار تهی دست و زحمتکش از این حق محرومند و حتی بسیاری از حق کودکی کردن نیز،چه برسد به جوانی کردن-به تعبیری برای بسیاری از این جوانانِ اقشار تهی دست و زحمتکش جوانی واژه ای بیش نیست) و غیره.البته اینها باید در قالب یک استراتژی سوسیالیستی فرمولبندی گردد. از آنجا که نگارنده اهل شتاب زدگی و سرهم بندی کردن نیست و نمی خواهد این موضوع را نظیر حزب کمونیست کارگری در قالب بورژوایی و پست مدرن،شعارسازی نماید،لذا از ارائه جمع بندی نهایی در این مورد پرهیز کرده و در فرصتی دیگر ،مبحثی مستقل را در این باره ارائه خواهم نمود و همینجا از رفقای سوسیالیست جوانم می خواهم که در بحث در این موضوع (استراتژی جنبش جوانان به عنوان جنبش ارگانیک در شرایط جنبش توده ای ضد دیکتاتوری و با ملاحظه فاز فعلی تاکتیکی آن) فعالانه شرکت نمایند و به ویژه در گشودن جنبه های مختلف عامِ جنبش جوانان در ایران، نگارنده را یاری نمایند.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی یکی از نمادها کلیک کنید:

نماد WordPress.com

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

عکس گوگل

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

درحال اتصال به %s