>نُتِ اِنفرادي(داستان)
> نُتِ اِنفرادي* پژمان رحيمي با خودم تکرار می کنم تا قانع شوم که سرم را باید بلند کنم. بلندِ بلند. تا کجایش را باید ببینم که تا کجا می کشد این تن. چه دردی، سرم را باید بلند کنم. برگشتِ صدایم در قفسهی سینه ام چِندشآور است. چرا انعکاسی در کله ام ندارد این سخنگویی که با خودم دارم
بیشتر بخوانید