Author Archives: گروه پروسه

شعری از نازنین رضایی

می‌آیی لبخندی می‌گیرانی و می‌خزی به پناهگاه این است تمام‌اش این است من بین لاشه‌ها و خمپاره‌ها مفقودم بین پاهایِ بدون تن و رگبار‌هایی که هیچ شوخی نیست. از من صداهایی کشیده می‌آید صداهایی شبیه سلام…خداحافظ و کانال‌های پیشانی‌ام عمیق‌تر می‌شود برای کشتی‌های بادبانی از من صدای اسکله می‌آید میان سنگرهای العطش این هم قبول تو خوبی تو بد نیستی

بیشتر بخوانید

شعرِ «عزمِ ما» از رفیق رهیاب

عزم بلند ماست کز این جا گذر کنیم سویِ جهان دیگر و جانی دگر کنیم . لختی هوای تازه که از ما دریغ شد وقتی هوای تازه بگیریم و سرکنیم . یا نظم دیگری بسراییم در جهان یا نظم کهنه را همه زیر و زبَر کنیم .  قاف بلند مرغ  رهایی​ست عزم ما یاران! شکیب توشه​ی خود بیشتر کنیم . 

بیشتر بخوانید
« ورودی‌های پیشین Recent Entries »