
يك نكته هم از عواطفش بگويم كه هروقت بچه اى كوچك را در خيابان همراه خانواده اش مى ديد توجهش جلب مى شد، با كودك با اشاره و خنده حرف مى زد و حتى كمى با او راه مى رفت. علت اين عشق به كودك را سالها بعد كه نام رفيق را دانستم فهميدم. وى همراه با مجاهدين شهيد محمد مفيدى و باقر عباسى در يك عمليات نظامى سازمان كه منجر به قتل سرتيپ طاهرى، رئيس كميتهء مشترك ساواك و شهربانى، شد شركت كرده بود. دو نفر اول متأسفانه به فاصلهء كمى دستگير و سپس اعدام شدند ولى نام سپاسى را در روزنامه ها نوشتند. همسر وى كه در آن زمان باردار بوده با شنيدن اين خبر جنين را از دست مى دهد. در واقع، عشق رفيق به همسر و فرزند كه با چنين ضربه اى مواجه شده بود، خود را در شادى از ديدن كودكان نشان مى داده است. همسرش سالها در زمان شاه و نيز در رژيم كنونى به زندان افتاد ولى پيوند آنان براى هميشه استوار ماند، چنان كه تحول ايدئولوژيك سازمان نيز در اين پيوند تأثيرى نداشت. رفيق غير از سازمان پيكار كه مى تواند فرزند معنوى به شمار رود، داراى يك دختر و يك پسر است.