Category Archives: فرهنگ و هنر

«شیرین مادری»|| آیدا پایدار

(برای خوزستان بی نفس) تلفن را که برداشتم، به سرفه افتادم. سکوتِ سنگینِ خاک بود و صدایی که در دل سنگینیِ‌،‌ تاریکی می‌گرفت. به یاد آوردم، ظهری روشن از اواخر اسفند را. ظهری زنده که بوته‌زاران گل‌های سپیدش، بی‌شباهت بود به اسفندهای روی آتش این روزها. خورشید شفاف بود، آسمان وعده‌ای نبود که نعشِ پرندگان مرده را، در جیب‌ها بچلاند.

بیشتر بخوانید

«دهه های دار» | آیدا پایدار

شعری از آیدا پایدار (برای بی صداترین قربانیان دوران ابتذال و جنایات مسری…) از دارها، دسته می سازند تا بالاشان ببرند و مثل زنگوله ی جن میان بچه ها بدوند. بچه ها می ترسند به خانه می روند مشق هاشان را که نوشتند، رختخوابشان را که خیس کردند، بیعت اجنه را در خواب پاسخ می دهند؛ و نعش سربازان تیرخورده

بیشتر بخوانید

يك شعر و طرح برایِ هشت مارس‎/ آیدا پایدار

نه! زمین جایی نبود که هزاره‌های آسوده‌ی رؤیا، سنگینی هِقاهقِ بغض را تا ابد انکار کنند. جهان جایی نبود که پستان‌های کش آورده‌ی گرسنگی، ملاتِ دهان پر کنی باشد بر چون و چرای خشت‌های تداوم. جایی نبود، که سیمرغِ آویخته از افسانه نگریزد از بستر تملک و بال… نه! مرغ نه! «او» دستانش را از سایگاهِ خواب آینه باز پس

بیشتر بخوانید

باشو هنوز غریبه است…| آیدا پایدار

پنجم دی ماه، سالروز تولد «بهرام بیضائی»، یکی از سینماگران بزرگ ایرانی است، که قسمت هایی از آثار ارزنده اش، در تار و پود خاطرات بسياري از ما تنیده شده است. سینماگری «گذشته» ساز و «گذشته» پرداز در «حالی» که با نگاهی غریب به «آینده» خیره گشته است. ازین رو مفهوم «زمان» در سینمای بیضائی، مفهومی بازسازی شده و خلاقانه

بیشتر بخوانید

نقاشی و شعر از آیدا پایدار

دنیا از نقاشی هایم تبخیر شد، وقتی خنده هایت راموج های گرسنه بلعیدند! به انگشتان کوچکت که پناه آوردم، واژگون شدیم در هم: من در خانه ای که میخواستی بکشی تو در خوابم که حسرت پراندن موج ها خفه اش کرده.

بیشتر بخوانید
« ورودی‌های پیشین Recent Entries »