دو شعر از «شیرکو بیکس» / ترجمه ی علی رسولی

«راز»

دختر زیبا

تو نه شاعری، نه نقاش

من هر دو .


اما

چه کسی می داند

چشمانت هر شب

شعرها را دزدکی تقدیمم میکنند

چه کسی می داند

انگشتان توست

که نقاشی هایم را میکشند.


اکنون از روزی می ترسم

که چشمانت و انگشتانت

این راز را فاش کنند

به خیابان، کوچه و دنیا بگویند:

این مرد نه شاعر است

نه نقاش.

ــــــــــــــــــــــــــ

«لنین»

کمونیست نیستم

اما خیلی وقتها می بینم

یکی یکی

واژه های پدر و مادرم

مثل گنجشک

-که لانه ی شبانگاهیاش ویران می شود-

پرواز می کنند

میخواهند در چنان ظلمتی

کلاه لنین را خانه کنند.

http://alirasoli.com/

https://www.facebook.com/ali1917

#فرهنگیهنری #یادداشت

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی یکی از نمادها کلیک کنید:

نماد WordPress.com

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

عکس گوگل

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

درحال اتصال به %s